
منبع:
http://nationalinterest.org/commentary/russias-military-back-9181?page=show
ترجمه و تلخیص: اصغر ناصری
یکی از ویژگی های بارز دوران ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین، تعهد وی به احیای مجدد نیروی نظامی روسیه بوده است. پوتین بخوبی دریافته است که ضعیف نمایی روسیه آن را در برابر فشارهای خارجی و از هم گسیختگی امور داخلی آسیب پذیر خواهد کرد. در نتیجه پوتین تصمیم گرفت که ا.رتش بازمانده از دوران ابرقدرت شوروی را به یک نیروی کوچکتر، ولی مدرنتر، قابل تحرک تر و پیشرفته تر از نظر فناوری و متناسب با قابلیت های قرن بیست و یکم تبدیل کند.
روسیه اکنون در حال بزرگترین بازسازی نظامی از زمان فروپاشی اتحاد شوروی است. از سرگیری گشت بمب افکن های استراتزیک روسیه در اقیانوس اطلس و آرام، اعزام نیروهای عملیاتی به دریای کارائیب، هجوم به گرجستان در سال 2008 و گسترش مانورهای سالانه مشترک با ارتش و نیروی دریایی چین همگی در خدمت احیای تصویر روسیه به عنوان یک تهدید نظامی برای غرب هستند.
از نظر بودجه نظامی نیز به ارقام قابل توجهی بر می خوریم. بودجه ساخت کشتی نظامی
برای نیروی دریایی روسیه از ده درصد به حدود پنجاه درصد بودجه نیروی دریایی آمریکا
برای ساخت کشتی های جدید افزایش یافته است.
منبع: Air and Space Magazine
ترجمه و تلخیص: اصغر ناصری
در جولای سال 1943 بزرگترین نبرد میان نیروهای زرهی در تاریخ، بین آلمان نازی و شوروی درگرفت. سرنوشت این جنگ تا اندازه زیادی در دست نیروی هوایی دو طرف بود و به تغییر پارادایم های جنگ مدرن انجامید.
نبرد کورسک یکی از بزرگترین قمارهای هیتلر برای تغییر سرنوشت در جبهه شرق بود. برای درک انگیزه های این نبرد باید به تاریخ جنگ جهانی دوم نگاهی افکنیم.
هیتلر در ژوئن 1941 فرمان عملیات بزرگ بارباروسا یا حمله به شوروی را صادر کرد. در این حمله بیش از 4 میلیون سرباز آلمانی و حدود 600 هزار وسیله نقلیه زرهی شرکت داشتند. نخستین کار آلمان ضربات کوبنده و غافلگیرانه به فرودگاههای شوروی بود. روسها که غافلگیر شده بودند در انتهیا اولین روز عملیات 1800 هواپیما از دست داده بودند و تا انتهای هفته نخست نبرد 4000 هواپیمای آنها بر روی زمین یا در هوا نابود شده بود.
سپس آلمانی ها تا عمق 1000 کیلومتری خاک شوروی به پیش رانده و به بیست کیلومتری مسکو رسیدند. اما زمستان بی رحم روسیه و کمبود مواد سوختی آنها را در همین فاصله زمینگیر کرد تا اینکه پاتک روسها آنها را به عقب براند. یکسال بعد آنها برای تصرف استالینگراد یعنی دروازه غله آسیای مرکزی به این شهر هجوم بردند. استالینگراد مدتها در محاصره بود و بمبارانهای متوالی آلمانها تقریبا تمامی ساختمانهای این شهر را نابود کرد. اما مقاومت حیرت آور روسها باعث استهلاک قوای آلمانی شد تا اینکه با ضدحمله روسها عقب رانده شده و ارتش ششم آلمان با تحویل صدهزار اسیر به روسها تقریبا بطور کامل نابود شد. در پایان این جنگ مشخص شد استالین و هیتلر هر دو آماده اند برای یکسره کردن کار جنگ تلفات عظیمی را متحمل شوند.
آلمانها سپس سومین یورش بزرگ خود یعنی عملیات سایتادل را در تابستان 1943 انجام دادند. این عملیات بصورت گازانبری طراحی شده بود و قرار بود ارتش ژنرال والتر مودل از جنوب و ارتش فیلدمارشال اریک فون مانشتاین از شمال حمله کرده و در کورسک یکدیگر را ملاقات کنند. سپس نیروهای روسی محاصره شده را نابود سازند. اما جاسوسهای انگلیسی توانسته بودند با کشف رمز مخابرات آلمانها از مقاصد آنها آگاه شده و اطلاعات خود را در اختیار روسها قرار دهند.

صف تانک های آلمانی در نبرد کورسک
نیروی هوایی شوروی با درسهایی که از نبردهای پیشین فراگرفته بود پیش از شروع عملیات سایتادل به بمباران پایگاههای هوایی آلمان پرداخت. در حالی که آلمانها منتظر رسیدن تانک هایشان بودند روسها به حفر خاکریز، کشیدن سیم خاردار، کارگذاشتن مین های زمینی، ایجاد تله برای تانکها و استقرار عظیم ترین خط آتشبار در طول تاریخ جنگ هیا زمینی پرداختند. بمب افکن های شوروی پایگاههای هوایی آلمان در خارکف را بمباران کرده وتوپخانه شوروی شروع به کوبیدن مواضع آلمانی ها کرد. حالا نیروی هوایی آلمان مجبور بود بجای پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای خود به مقابله با بمب افکن ها و هواپیماهای ضربتی شوروی بپردازد.
اگر هیتلر رهبر خردمندی بود فرمان لغو عملیات را صادر می کرد. اما با طلوع سپیده دم پنجم ژوئن فرمان نبرد صادر شد. در حالیکه تانکهای آلمانی به مصاف تانکهای شوروی می رفتند، بمب افکن های شیرجه رو اشتوکا Ju-87 از هوا به شکار تانکهای روسی پرداختند. در روزهای اول برتری از همه لحاظ با نیروهای آلمانی بود. اما برتری عددی شکاری ها و بمب افکن های روسی باعث کندشدن پیشروی آلمانها شد. در انتهای اولین هفته نبرد تعداد سورتی های پرواز لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) کاهش قابل ملاحظه ای را به علت کمبود سوخت و فرسایش تجهیزات تجربه کرد. اما در طرف مقابل روسها بر وسعت حملات خود افزودند. فرمانده جنوب فون مانشتاین بارها تقاضای قوای کمکی کرد اما دو ماه قبل نیروهای متفقین در تونس (شمال افریقا) 250 هزار سرباز آلمانی را به اسارت گرفته بودند و امکان ارسال هیچ قوای کمکی وجود نداشت. تا اینکه در روز 12 جولای هیتلر با دیدن پیشرویهای اندک و تلفات عظیم نیروهای آلمانی فرمان توقف عملیات سایتادل را صادر کرد. روسها اما به حملات خود ادامه داده و باعث استهلاک بیشتر نیروهای آلمانی شدند و تا پایان جولای موضع کاملا تهاجمی بخود گرفته بودند. این بار روسها حملات خود را تا پایان ماه ژوئن 1345 و تا رسیدن به برلین پایتخت آلمان نازی ادامه دادند. بدین ترتیب عملیات کورسک به آغاز فروپاشی رایش سوم تبدیل شد.

تصور هنرمند از یورش اشتوکا بر روی تانکهای روسی
آمار عددی این نبرد می تواند تا حدی گیج کننده باشد. آلمانها 194 هواپیما و 280 تانک از دست دادند. تلفات روسها بالغ بر 1130 هواپیما و بین 1600 تا 1900 تانک بود. تلفات انسانی آلمانها 56 هزار و روسها 177 هزار بود. تا اندازه ای این آمار بیانگر الگوی کلی جنگ جهانی دوم است: حدود 9 میلیون نفر از آلمانی ها و 24 میلیون نفر از روسها در این جنگ عظیم مردند.
تانک ها در جنگ جهانی دوم
ترجمه و تدوین: اصغر ناصری
تانک ها یکی از سلاحهای اصلی در جنگ جهانی دوم بودند. بریتانیا، ایالات متحده، شوروی، فرانسه، ایتالیا و آلمان ده ها هزار تانک را وارد میدان نبرد کردند. در این میان اتحاد شوروی با 18000 تا 20000 تانک بزرگترین تولید کننده تانک بشمار می رفت. تانکهای آلمانی در ابتدای جنگ ازنظر زره و قدرت آتش ضعیف تر از تانک های متفقین بشمار می رفتند. لیکن در تاکتیک نبرد زرهی و سرعت بکارگیری تانک ها از همان اوایل جنگ دست بالا با آلمانها بود. دکترین آلمانها بر جابجایی سریع و استفاده هماهنگ نیروی زرهی و پشتیبانی نزدیک هوایی تاکید می ورزید که باعث پیروزیهای سریع و درخشان در اوایل جنگ جهانی دوم بود. تمام تانکهای آلمان به رادیوی ارتباطی مجهز بودند تا بین یگانها هماهنگی کامل وجود داشته باشد. این دکترین به بلیتزکرایگ (Blitzkrieg) معروف شده بود. از سوی مقابل تانکهای فرانسوی دارای زره و قدرت آتش برتری نسبت به تانکهای آلمانی در نبردهای سال 1940 بودند لیکن فقدان وسایل ارتباطی و فرماندهی و کنترل ضعیف مانع استفاده از این مزایا شده بود.

عکسی از کارخانه تولید تانک در جنگ جهانی دوم - تانک M3 آمریکایی
در ابتدای جنگ تانکها دارای ضخامت زره در حدود 30 میلیمتر یا کمتر بودند و سلاح اصلی آنها یک توپ کالیبر 37 تا 47 میلیمتری بود. وزن آنها به حدود 20 تن بالغ می شد اما تا پایان جنگ ضخامت متوسط زره به 60 میلیمتر و وزن آنها به 30 تا 45 تن بالغ می شد. برجک یکی از ویژگی های اصلی تانکها شده بود و امکان می داد تانک در تمامی جهات شلیک کند. لیکن تانکهای بزرگ اغلب فاقد برجک گردان بودند. تانکها را می توان از نظر وزن و ضخامت زره به سه دسته سبک، متوسط و سنگین تقسیم کرد.
بهترین تانک متوسط نیمه اول جنگ، T-34 روسی بود. توپ 76.2 میلیمتری آن برای هر کاربردی کفایت می کرد. این تانک آنقدر موفق بود که تولید سایر تانکهای روسی بجز IS-2 متوقف شد و تمام امکانات به تولید انبوه T-34 اختصاص یافت.

(تصویر تانک T-34-85)
مدل T-34-85 در پاسخ به مدلهای نیرومندتر تانک های آلمانی ابداع شد که دارای برجکی بزرگتر و حامل توپ 85 میلیمتری بود. تانک IS-3 که در میانه سال 1945 ابداع شد ظاهری بسیار آیرودینامیک تر و یک برجک شیب دار بطری شکل داشت. طرح این تانک بر بسیاری از تانک های پس از جنگ مانند T-55 و T-62 تاثیر گذارد.

تصویر تانک روسی IS-3
پیش از جنگ جهانی دوم و حتی پس از حمله ژاپنبه پرل هاربر، ایالات متحده دارای تعداد کمی تانک رزمی بود. تانک سبک M2 مهمترین تانک پیش از جنگ ایالات متحده بشمار می رفت. این تانک دارای زرهی ضعیف و اسلحه ای نسبتا سبک بود و سرعت حرکت تنها مزیت ان محسوب می شد. تانک M3A1 که تولید آن در 1941 شروع شد دارای زره قویتر و توپی 37 میلیمتری بود که به کمک ژیروسکوپ متعادل می شد.
مهمترین تانک ساخت آمریکا در جنگ جهانی دوم تانک متوسط M4 شرمن بود. این تانک از تظر تعداد تولید مقام دوم را در زمان جنگ جهانی دوم داشت. حدود 40 هزار عدد از این تانک تولید شد که در ارتش تقریبا تمام کشورهای جبهه متفقین خدمت میکرد. حتی 4000 عدد از این تانک ها در اختیار روسها قرار گرفت. تانکهای شرمن از زره نازک و حجم کم مهمات ذخیره رنج میبردند. لیکن قابلیت اعتماد و تعمیر و نگهدایر ساده از مزایای بزرگ آنها بود که امکان تعمیر سریع حتی در صحنه نبرد را فراهم میساخت.

تصویری از M4 شرمن
در حالی که ایالات متحده و شوروی دکترین تولید نظامی خود را برپایه تانک های ارزان و قابل اعتماد نهاده بودند، آلمانها از اواسط جنگ رو به تولید تانکهای پیشرفته و پرهزینه آوردند. تانک تایگر 2 دارای زرهی چنان ضخیم و مستحکم بود که گلوله های متفقین نمی توانستند آنرا سوراخ کنند. در ابتدای جنگ آنچه باعث برتری آلمانها شده بود، قابلیت فرماندهی و کنترل هماهنگ ستونهای زرهی با استفاده از ارتباطات دوطرفه رادیویی بود. ارتش آلمان ابتدا از تانکهای سبک پانزر 1 و 2 استفاده می کرد که داریا توپ 37 میلیمتری بودند. در طی عملیات بارباروسا (تهاجم آلمان نازی به روسیه در 1941) بزودی معلوم شد که تانکهای T-34 روسیه پیشرفته تر از پانزرهای 3 و 4 هستند. برجک شیب دار تی 34 بخوبی می توانست در برابر گلوله های دشمن مقاومت کند و سلاح76.2 میلیمتری آن بسیار موثر بود. در نتیجه آلمانها به طراحی و تولید تانکهای قویتر مانند پانزر5 پانتر روی آوردند. پانتر در نبردهای رو در رو از راه دور بسیار موثر بود ولی زره نازک پهلویی آن را در برابر حملات از پهلوها آسیب پذیر می ساخت.

تصویر تانک پانتر
بی شک نیرومندترین تانک ساخته شده در طی جنگ جهانی دوم، تایگر آلمانی بود. تایگر2 که به شاه تایگر معروف شد، از نظر استحکام زره و قدرت آتش برترین بشمار می رفت لیکن سرعت کم حرکت استفاده از آن را محدود ساخته بود. سرمایه گذاری آلمان در تانکهای پیشرفته و پیچیده، توان صنعتی آن برای تولید انبوه تانکهای متداول تر را کاهش داده و این امر در نهایت به زیان آلمان و کمبود این اسلحه موثر در جبهه های جنگ تمام شد.

تصویر تانک تایگر 2

مقایسه تانک M4 و تایگر و اندازه گلوله آنها
منبع:
Chris Bishop (2002), "The Encyclopedia of Weapons of WWII".
ترجمه: اصغر ناصری
بمب افکن B-2 Spirit مدرن ترین بمب افکن و هواپیمای ضربتی حال حاضر دنیا بشمار می رود. این بمب افکن رادارگریز تا بحال در هیچ راداری ردیابی نشده و با وجودی که در ابتدا برای حمل تسلیحات اتمی طراحی شده بود، با اصلاحات صورت گرفته می تواند انواع مهمات هوشمند از جمله 16 بمب دو هزار پاوندی هدایت شونده JDAM حمل کند
با این وجود این بمب افکن در دهه 1980 طراحی شده بود و از محدودیت های فناوری آن زمان رنج می برد. از جمله اینکه اساس یک هواپیمای مادون صوت است و برد آن 9600 کیلومتر است که برای انجام ماموریت های بین قاره ای کافی نیست. سوخت گیری هوایی نیز عملی خطرناک است که بمب افکن را در معرض آشکارسازی در رادارهای دشمن قرار میدهد.

بمب افکن B-2 Spirit
بمب افکن های نسل آینده حامل تسلیحاتی نوین مانند توپ لیزری، فریب دهندههای پیشرفته (decoys) و ویروسهای کامپیوتری برای از کار انداختن سیستمهای دشمن هستند. قابلیت نفوذ فوق العاده در فضای متخاصم و سیستمهای هدایتی برتر و قابلیت جنگ سایبری از ویژگی های این بمب افکن ها خواهد بود.
اما مهمترین ویژگی این بمب افکن ها موتورهای جت تطبیق پذیر آنها خواهد بود. این موتورها می توانند پیکربندی خود را در
حین پرواز تغییر دهند. در پرواز با سرعت بالا موتور جریان هوا را از توربوفان خود بسوی توربوجت پوسته بیرونی موتور هدایت خواهد کرد (مسیر سبز) و پیش رانه بالایی فراهم می کند که تنها در سرعت های بالا کارآمد است.

شرکت جنرال الکتریک مواد مرکب سرامیکی ابداع کرده است که در داغ ترین بخشهای موتور از جمله پره های قسمت فشاربالا و فشار پایین توربین بکار می روند. موتوری که بتواند هوای داغتری را تحمل کند (مسیر نارنجی) پیش رانه بالاتری تولید خواهد کرد.
تغییر مسیر گازهای خروجی یا vectored thrust به میزان تنها چند درجه می تواند هواپیما را قادر به دورزدن های بسیار تند و تیزتر و ارتقای عملکرد خود بنماید. کامپیوترهای کنترل پرواز میتوانند نازل های گاز خروجی را بطور خودکار بر اساس فرمانهای خلبان تنظیم نمایند.
موتورهای توربوفان مدرن دارای دوجریان هوای مرکزی و کنارگذر (bypass) هستند. اما در موتورهای نسل آینده جریان سومی (مسیر آبی) وجود خواهد داشت که برای تولید پیش رانه بیشتر به سمت مرکز هدایت می شود و با خنک کردن هوای داغ خروجی باعث کاهش دمای خروجی موتور و در نتیجه کاهش احتمال آشکارسازی آن توسط سنسورهای حرارتی دشمن می شود.
در نتیجه موتور این بمب افکن ها می تواند در دو مود اقتصادی (economy mode) و مافوق صوت عمل کند. بدین ترتیب که در ابتدای ماموریت با مصرف کمترین مقدار سوخت وحرکت با سرعت پایین صوت مسافت زیادی را بپیماید و در فضای متخاصم نیز با سرعت بالای صوت خود امکان آشکار شدن در رادارهای دشمن را تا حداقل کاهش دهد.
برگرفته از:
http://www.popularmechanics.com/military/a8938/how-the-next-gen-stealth-bomber-will-work-15438875/
تالیف: اصغر ناصری
در دنیای ساخت و تولید و تعمیر و نگهداری، سفت کردن، کنترل و اندازه گیری گشتاور اعمالی به پیچ ها اموری حیاتی در کارایی تولید و کنترل کیفیت بشمار می روند. در صورتی که گشتاور پیچشی اعمالی به هنگام سفت کردن یک پیچ کمتر از حد لازم باشد، اتصال مزبور تولید ارتعاش کرده و ممکن است بتدریج شل شود. در طرف مقابل اگر گشتاور اعمالی بیش از حد لازم باشد اتصال ممکن است بریده و قطعات متصل به هم از یکدیگر باز شده و موجب عدم کارکرد دائمی یک دستگاه شوند. بنابراین برای جلوگیری از عواقب نامطلوب باید بهنگام سفت کردن اتصالات از آچارهایی استفاده کرد که قادر به اعمال گشتاور پیچشی معین و کنترل شده به یک اتصال پیچی هستند. به این آچارهای خاص در صنعت ما گشتاور سنج یا ترکمتر (Torque Meter) گفته می شودکه البته نام دقیق تر آنها Torque Tool یا Torque Wrench است.

یک کاربر در حال سفت کردن میل بادامک های موتور با استفاده از آچار ترکمتر
عدم استفاده از آچار ترکمتر در صنایع حساسی مانند صنایع هوایی می تواند فاجعه آفرین باشد. در مواردی عدم استفاده صحیح از این ابزار و اعمال گشتاور بیش از حد به پیچهای شلنگ های سیستم هیدرولیک کنترل هواپیما باعث پارگی این شلنگ ها و عدم کارکردسطوح آیرودینامیکی و در نتیجه سقوط هواپیما شده است. به دلیل اهمیت موضوع، آچار ترکمتر امروزه یکی از ابزارهای حساس صنعتی بشمار میرود.
در دنیای صنعتی امروزین صدها نوع ترکمتر تولید می شود که هرکدام دارای مکانیزم خاص خود هستند. نوع تق کننده (click type) از متداول ترین نوع این ابزار بشمار می رود و تخمین زده می شود بیش از 75 درصد آچار ترکمترهای مورد استفاده از این نوع هستند (شکل بالا). در این نوع آچارها، مقدار گشتاور اعمالی روی عددی در گستره کاری ابزار تنظیم شده و پس از اینکه گشتاور اعمالی به مقدار مورد نظر رسید، ابزار یک صدای تق بلند کرده و دسته آن اندکی (در حدود 3 درجه) آزاد و شل می شود. در این لحظه کاربر باید از اعمال گشتاور اضافی خودداری کرده و آچار را از دور پیچ باز کند. بدیهی است مقدار گشتاور مناسب برای بستن هر پیج بستگی به کارکرد دستگاه مورد نظر داشته و مطابق مشخصات فنی تعیین شده از سوی طراح یا سازنده معین می شود.

مکانیسم داخلی ترکمتر از نوع BRITOOL
آچارهای ترکمتر از تنوع بی مانندی برخوردارند. ده ها شرکت در سراسر دنیا به تولید این ابزار می پردازند که در زیر برخی از ابزارهای تولیدی آنها معرفی شده است.آچارهای دیجیتال دقیق ترین نوع بشمار می روند و پس از انها آچارهای عقربه ای در مکان دوم قرار دارند. در این آچارها باید اعمال گشتاور را تا رسیدن نشانگر به عدد موردنظر یا نمایش آن بر روی صفحه نمایشگر ادامه داد.

آچار ترکمتر ساخت شرکت King Tony

آچارهای ترکمتر ساخت شرکت Norbar

آچار ترکمتر ساخت شرکت HAZET

آچار ترکمتر دیجیتال ساخت شرکت HAZET
همانند هر ابزار اندازه گیری، آچارهای ترکمتر نیز باید قبل از استفاده کالیبره و تنظیم شوند. استاندارد مرجع برای کالیبراسیون ترکمترها ISO 6789 می باشد که به دسته بندی فنی انواع ترکمتر و ارائه روش کالیبراسیون آنها پرداخته است. یکی از شرکت های مرجع در زمینه کالیبراسیون ترکمتر و ارائه گواهینامه معتبر در ایران شرکت لکسر می باشد (www.laksar.com)
گردآوری و ترجمه: اصغر ناصری
در طول سی سال گذشته فناوری رادارگریز به جنگندههای آمریکایی کمک کرده که برتری هوایی خود را در سراسر جهان حفظ کنند. اما اکنون شرکتهای روسی در حال طراحی و به فروش رساندن تسلیحاتی هستند که به ادعای آنها میتواند پیشرفتهترین هواپیماهای جنگی موجود را ساقط کند.
حتی جدیدترین جنگندههای رادارگریز مانند F-35B Lightning II ممکن است با تهدیدات راداری و موشکی سهمگینی از سوی کشورهای رقیب آمریکا مواجه شوند.

سالون جهانی تسلیحات و تجهیزات جنگی ٢٠١٠ که در فرودگاه مشهور ژوکوفسکی[1] در حومه مسکو برگزار شد، بر حسب ظاهر یادآور نمایشگاههای صنایع دفاعی ایالات متحده بود. غرفههایی که درون یک آشیانه غار مانند به طور ردیفی برپا شده بودند و آنرا به سالون نمایش تبدیل کرده بودند. مهندسین و نمایندگان فروش درباره تجهیزات خود صحبت میکردند. کارکنان خودکارهایی به بازدیدکنندگان هدیه میدانند که نام و نشان شرکت بر روی آنها کنده کاری شده بود. بازدیدکنندگان روز اول بیشتر مشتریان بالقوه از کشورهای مختلف بودند و ملیت آنها از اروپای شرقی تا کشورهای آسیایی را شامل میشد. اما متمایزترین غرفه متعلق به شرکت آلماز آنتی[2] یکی از پیشگامان تسلیحات هواپیمایی و بزرگترین فروشنده سلاح در کشور روسیه بود. صفحه نمایش بزرگی که از سقف نمایشگاه شرکت آویزان بود انیمیشنی را نشان میداد که در طی آن یک موشک ساخت شرکت آلماز بسوی هواپیمایی مانند یکF-35C Lightning II (هواپیمای عمود پرواز نیروی دریایی) میشتافت. پس از برخورد موشک، انفجاری نارنجی رنگ هواپیما را از نظر محو میساخت.
این تصاویر تکان دهنده بود. ناظران غربی همواره به مشاهده برتری هواپیماهای جنگی آمریکایی چه در صحنههای جنگ واقعی و چه بر روی انیمیشن های تبلیغی عادت کردهاند. حکومت آمریکا حدود ١٦ سال وقت و ٣٩٦ میلیارد دلار هزینه برای تضمین بی رقیب بودن F-35 صرف کرده است و حالا روسها دارند سلاحهای دفاعی میسازند که میتواند آنها را از صحنه آسمان حذف کند؟
پشت سر یکی از مهندسین آلماز، جستجوگرهایی به نمایش گذاشته شده بودند که از رادار پیشرفته برای شکار هواپیما استفاده میکردند. چندتا از آنها برش خورده بودند تا ساختار داخلی آنها قابل مشاهده باشد: آرایه ای از صدها ماژول فرستنده/گیرنده T شکل و رایانهای در زیر آنها که می تواند حتی ناچیزترین انعکاس های راداری را ردیابی کند. این فناوری موشک را بسیار چابک و منحرف ساختن آن را بسیار دشوار میسازد. این سیستم موشک هدایت شونده اکنون در بسیاری از جنگندههای موجود روسی قابل نصب است.

سه سال از زمان برگزاری نمایشگاه تسلیحات ژوکوفسکی میگذرد و فروش تجهیزات ضدهوایی روسیه همچنان رو به افزایش است. شرکت آلماز آنتی در جبهه پیشرو این نهضت قرار دارد و مقامات این شرکت در رسانههای روسی اعلام کردهاند که اولین کارخانجات نوین دفاعی این کشور که در بیست سال گذشته بیسابقه بوده، به تولید تسلیحات ضدهواپیما خواهد پرداخت.
اینها خبر خوبی برای خلبانان آمریکایی و متحدین آن محسوب نمیشوند. پنتاگون همواره در تلاش بوده به تمامی نقاط جهان با هر درجه از دفاع ضدهوایی دسترسی داشته باشد. بیشتر هواپیماهای جنگی آمریکایی به گونهای طراحی شدهاند که از امواج رادار، ردیابهای الکترومغناطیسی و موشکهای حرارتی بگریزند. پنتاگون این رهیافت را کاهش قابلیت مشاهده[3] مینامد، در سایر نقاط دنیا از واژه رادارگریز[4] برای توصیف آن استفاده میشود.
تراویس شارپ یکی از تحلیلگران مرکز امنیت نوین آمریکایی میگوید: ”روسیه هنوز بر این باور است که باید نقش مهمی در دنیا بازی کند. تولید و فروش تجهیزات نظامی پیشرفته روشی برای اخطار به دولتهای دیگر است که نباید با روسیه یا متحدین آن طرف شد.“
فروش این تجهیزات سود زیادی نیز برای روسیه داشته است. در یک معامله جدید ٢ میلیارد دلاری شرکت آلماز آنتی ١٥ واحد آتشبار از سیستم متحرک موشکی ضدهواپیمای S-300PMU-2 به چین فروخت. هر واحد آتشبار دارای دو یا سه واحد رادار و چهار پرتاب کننده موشک است. رادار این سیستم میتواند بطور همزمان ١٠٠ هدف را ردیابی کند و هر پرتاب کننده قادر است چهار موشک پرتاب کند که با سرعت ٦ ماخ بسوی هدف میشتابند. به عبارتی با قیمتی معادل ٤ فروند F-22 Raptor میتوان آتشباری 60 تایی از چنین موشکی ترتیب داد. رادار تند و تیز S-300 و موشکهای پرسرعت این سیستم از خلیج تایوان محافظت میکنند و چتری حفاظتی بر سر نیروهای چینی در تهاجم احتمالی آنها به تایوان پدید خواهند آورد.

ترسناکتر از این موشکها سیستمهای راداری هستند که بزررگترین تهدید را برای هواپیماهای رادارگریز پدید میآورند. مهندسین دوره پس از جنگ سرد روسیه با دیجیتالی کردن سیگنالهای رادارهای VHF دهه ١٩٧٠ روح تازه و مخوفی در کالبد این سیستمهای راداری دمیدهاند. افزایش توان محاسباتی باعث ارتقای قابلیت این رادارها در گردآوری اطلاعات منسجم از دادههای در هم و برهم شده است. انعکاسهای راداری ضعیف VHF که قبلا به عنوان نویز پسزمینهای تفسیر میشدند اکنون قابل آشکارسازی و شناسایی هستند.
به اعتقاد متخصصین روسی این رادارهای VHF میتوانند هواپیماهای رادار گریز را شناسایی کنند. به ادعای انها آمریکاییها خود میدانند که برنامه فناوری رادارگریز آنها به شکست انجامیده است. از نظر برخی از کارشناسان آمریکایی، روسها در این زمینه اغراق میکنند، گرچه خود میدانندکه ادعای روسها چندان بیپشتوانه نیست.
اثر متقابل رادار و هواپیما از نوع فیزیکی است. بدنه هواپیمای رادارگریز طوری طراحی شده است که مانع رسیدن امواج رادار بسوی فرستندهها میشود. اما رادارها طول موج یکسان ندارند. افزایش بسامد یک موج طول آنرا کاهش میدهد. هرچه طول موج کوتاهتر باشد انعکاس دریافتی از هدف مفصلتر بوده و کیفیت بالاتری دارد.
در پایان میتوان گفت که اولویت های راهبردی قدرتهای بزرگ نیز تغییر یافته است. اکنون سرمایه گذاری در هواپیماهای بی سرنشین به اولویت اصلی تبدیل شده زیرا در نبود خطر جانی برای یک خلبان واقعی، قدرت ریسک هواپیمای مهاجم بسیار افزایش می یابد.
برگرفته از:
اختصاصی وبلاگ علم و تکنولوژی - پنجم مارس 2015
تیمی که توسط پل آلن همکار بیل گیتس در تاسیس شرکت مایکروسافت برای اکتشافات زیردریا هدایت می شد توانست باقی مانده یک کشتی جنگی متعلق به دوران جنگ جهانی دوم را در عمق آبهای ژاپن کشف کند. نکته جالب این جاست که یکی از خدمه سابق این کشتی با دیدن عکس ها توانست آن را شناسایی کند.

شیزوهیکو هاراگوچی در سال 1944 افسر آتشبار کشتی جنگی موساشی (Musashi) بود. این کشتی جنگی در سال 1943 به مقصد اقیانوس آرام ساحل را ترک کرد و به تاریخ اکتبر 1944در جنگ بزرگ خلیج لیت (Leyte Gulf) بین متحدین آمریکا و ژاپن غرق شد. حدود نیمی از 2400 خدمه این کشتی کشته شدند و تنها چند صد تن در نهایت به خانه هایی خود بازگشتند.

نبردناو عظیم موساشی
نبرد بزرگ خلیج لیت بزرگترین نبرد دریایی تمام تاریخ بشمار آمده است. در این جنگ عظیم که از 23 تا 26 اکتبر 1944 در نزدیکی سواحل فیلیپین جریان داشت، آمریکا و استرالیا با توان 300 کشتی جنگی و حدود 1500 هواپیما در یک طرف و امپراطوری ژاپن با 67 کشتی و 300 هواپیما در طرف دیگر به نبردی خونین پرداختند. در این جنگ ژاپنی ها برای اولین بار از حملات کامیکازی سازمان یافته استفاده کردند. نتیجه جنگ برای ژاپن فاجعه بار بود: خطوط تامین نفت برای ژاپن مسدود شده و حدود 12 هزار و 500 سرباز نیروی دریایی ژاپن جان باختند. این جنگ تقریبا تمامی توان رزمی دریایی ژاپن را از بین برده و راه را برای سقوط آن هموار ساخت. معروفترین نبردناو ژاپنی که در این نبرد از بین رفت موساشی بوده در کنار یاموتو از بزرگترین نبردناوهای تاریخ بشمار می رفتند.
منبع:
https://sg.news.yahoo.com/ex-crew-recognizes-photos-sunken-japanese-battleship-110025828.html
منبع:
http://nationalinterest.org/commentary/russias-military-back-9181?page=show
ترجمه و تلخیص: اصغر ناصری
یکی از ویژگی های بارز دوران ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین، تعهد وی به احیای مجدد نیروی نظامی روسیه بوده است. پوتین بخوبی دریافته است که ضعیف نمایی روسیه آن را در برابر فشارهای خارجی و از هم گسیختگی امور داخلی آسیب پذیر خواهد کرد. در نتیجه پوتین تصمیم گرفت که ا.رتش بازمانده از دوران ابرقدرت شوروی را به یک نیروی کوچکتر، ولی مدرنتر، قابل تحرک تر و پیشرفته تر از نظر فناوری و متناسب با قابلیت های قرن بیست و یکم تبدیل کند.
روسیه اکنون در حال بزرگترین بازسازی نظامی از زمان فروپاشی اتحاد شوروی است. از سرگیری گشت بمب افکن های استراتزیک روسیه در اقیانوس اطلس و آرام، اعزام نیروهای عملیاتی به دریای کارائیب، هجوم به گرجستان در سال 2008 و گسترش مانورهای سالانه مشترک با ارتش و نیروی دریایی چین همگی در خدمت احیای تصویر روسیه به عنوان یک تهدید نظامی برای غرب هستند.
از نظر بودجه نظامی نیز به ارقام قابل توجهی بر می خوریم. بودجه ساخت کشتی نظامی
برای نیروی دریایی روسیه از ده درصد به حدود پنجاه درصد بودجه نیروی دریایی آمریکا
برای ساخت کشتی های جدید افزایش یافته است.
منبع: Air and Space Magazine
ترجمه و تلخیص: اصغر ناصری
در جولای سال 1943 بزرگترین نبرد میان نیروهای زرهی در تاریخ، بین آلمان نازی و شوروی درگرفت. سرنوشت این جنگ تا اندازه زیادی در دست نیروی هوایی دو طرف بود و به تغییر پارادایم های جنگ مدرن انجامید.
نبرد کورسک یکی از بزرگترین قمارهای هیتلر برای تغییر سرنوشت در جبهه شرق بود. برای درک انگیزه های این نبرد باید به تاریخ جنگ جهانی دوم نگاهی افکنیم.
هیتلر در ژوئن 1941 فرمان عملیات بزرگ بارباروسا یا حمله به شوروی را صادر کرد. در این حمله بیش از 4 میلیون سرباز آلمانی و حدود 600 هزار وسیله نقلیه زرهی شرکت داشتند. نخستین کار آلمان ضربات کوبنده و غافلگیرانه به فرودگاههای شوروی بود. روسها که غافلگیر شده بودند در انتهیا اولین روز عملیات 1800 هواپیما از دست داده بودند و تا انتهای هفته نخست نبرد 4000 هواپیمای آنها بر روی زمین یا در هوا نابود شده بود.
سپس آلمانی ها تا عمق 1000 کیلومتری خاک شوروی به پیش رانده و به بیست کیلومتری مسکو رسیدند. اما زمستان بی رحم روسیه و کمبود مواد سوختی آنها را در همین فاصله زمینگیر کرد تا اینکه پاتک روسها آنها را به عقب براند. یکسال بعد آنها برای تصرف استالینگراد یعنی دروازه غله آسیای مرکزی به این شهر هجوم بردند. استالینگراد مدتها در محاصره بود و بمبارانهای متوالی آلمانها تقریبا تمامی ساختمانهای این شهر را نابود کرد. اما مقاومت حیرت آور روسها باعث استهلاک قوای آلمانی شد تا اینکه با ضدحمله روسها عقب رانده شده و ارتش ششم آلمان با تحویل صدهزار اسیر به روسها تقریبا بطور کامل نابود شد. در پایان این جنگ مشخص شد استالین و هیتلر هر دو آماده اند برای یکسره کردن کار جنگ تلفات عظیمی را متحمل شوند.
آلمانها سپس سومین یورش بزرگ خود یعنی عملیات سایتادل را در تابستان 1943 انجام دادند. این عملیات بصورت گازانبری طراحی شده بود و قرار بود ارتش ژنرال والتر مودل از جنوب و ارتش فیلدمارشال اریک فون مانشتاین از شمال حمله کرده و در کورسک یکدیگر را ملاقات کنند. سپس نیروهای روسی محاصره شده را نابود سازند. اما جاسوسهای انگلیسی توانسته بودند با کشف رمز مخابرات آلمانها از مقاصد آنها آگاه شده و اطلاعات خود را در اختیار روسها قرار دهند.

صف تانک های آلمانی در نبرد کورسک
نیروی هوایی شوروی با درسهایی که از نبردهای پیشین فراگرفته بود پیش از شروع عملیات سایتادل به بمباران پایگاههای هوایی آلمان پرداخت. در حالی که آلمانها منتظر رسیدن تانک هایشان بودند روسها به حفر خاکریز، کشیدن سیم خاردار، کارگذاشتن مین های زمینی، ایجاد تله برای تانکها و استقرار عظیم ترین خط آتشبار در طول تاریخ جنگ هیا زمینی پرداختند. بمب افکن های شوروی پایگاههای هوایی آلمان در خارکف را بمباران کرده وتوپخانه شوروی شروع به کوبیدن مواضع آلمانی ها کرد. حالا نیروی هوایی آلمان مجبور بود بجای پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای خود به مقابله با بمب افکن ها و هواپیماهای ضربتی شوروی بپردازد.
اگر هیتلر رهبر خردمندی بود فرمان لغو عملیات را صادر می کرد. اما با طلوع سپیده دم پنجم ژوئن فرمان نبرد صادر شد. در حالیکه تانکهای آلمانی به مصاف تانکهای شوروی می رفتند، بمب افکن های شیرجه رو اشتوکا Ju-87 از هوا به شکار تانکهای روسی پرداختند. در روزهای اول برتری از همه لحاظ با نیروهای آلمانی بود. اما برتری عددی شکاری ها و بمب افکن های روسی باعث کندشدن پیشروی آلمانها شد. در انتهای اولین هفته نبرد تعداد سورتی های پرواز لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) کاهش قابل ملاحظه ای را به علت کمبود سوخت و فرسایش تجهیزات تجربه کرد. اما در طرف مقابل روسها بر وسعت حملات خود افزودند. فرمانده جنوب فون مانشتاین بارها تقاضای قوای کمکی کرد اما دو ماه قبل نیروهای متفقین در تونس (شمال افریقا) 250 هزار سرباز آلمانی را به اسارت گرفته بودند و امکان ارسال هیچ قوای کمکی وجود نداشت. تا اینکه در روز 12 جولای هیتلر با دیدن پیشرویهای اندک و تلفات عظیم نیروهای آلمانی فرمان توقف عملیات سایتادل را صادر کرد. روسها اما به حملات خود ادامه داده و باعث استهلاک بیشتر نیروهای آلمانی شدند و تا پایان جولای موضع کاملا تهاجمی بخود گرفته بودند. این بار روسها حملات خود را تا پایان ماه ژوئن 1345 و تا رسیدن به برلین پایتخت آلمان نازی ادامه دادند. بدین ترتیب عملیات کورسک به آغاز فروپاشی رایش سوم تبدیل شد.

تصور هنرمند از یورش اشتوکا بر روی تانکهای روسی
آمار عددی این نبرد می تواند تا حدی گیج کننده باشد. آلمانها 194 هواپیما و 280 تانک از دست دادند. تلفات روسها بالغ بر 1130 هواپیما و بین 1600 تا 1900 تانک بود. تلفات انسانی آلمانها 56 هزار و روسها 177 هزار بود. تا اندازه ای این آمار بیانگر الگوی کلی جنگ جهانی دوم است: حدود 9 میلیون نفر از آلمانی ها و 24 میلیون نفر از روسها در این جنگ عظیم مردند.
تانک ها در جنگ جهانی دوم
ترجمه و تدوین: اصغر ناصری
تانک ها یکی از سلاحهای اصلی در جنگ جهانی دوم بودند. بریتانیا، ایالات متحده، شوروی، فرانسه، ایتالیا و آلمان ده ها هزار تانک را وارد میدان نبرد کردند. در این میان اتحاد شوروی با 18000 تا 20000 تانک بزرگترین تولید کننده تانک بشمار می رفت. تانکهای آلمانی در ابتدای جنگ ازنظر زره و قدرت آتش ضعیف تر از تانک های متفقین بشمار می رفتند. لیکن در تاکتیک نبرد زرهی و سرعت بکارگیری تانک ها از همان اوایل جنگ دست بالا با آلمانها بود. دکترین آلمانها بر جابجایی سریع و استفاده هماهنگ نیروی زرهی و پشتیبانی نزدیک هوایی تاکید می ورزید که باعث پیروزیهای سریع و درخشان در اوایل جنگ جهانی دوم بود. تمام تانکهای آلمان به رادیوی ارتباطی مجهز بودند تا بین یگانها هماهنگی کامل وجود داشته باشد. این دکترین به بلیتزکرایگ (Blitzkrieg) معروف شده بود. از سوی مقابل تانکهای فرانسوی دارای زره و قدرت آتش برتری نسبت به تانکهای آلمانی در نبردهای سال 1940 بودند لیکن فقدان وسایل ارتباطی و فرماندهی و کنترل ضعیف مانع استفاده از این مزایا شده بود.

عکسی از کارخانه تولید تانک در جنگ جهانی دوم - تانک M3 آمریکایی
در ابتدای جنگ تانکها دارای ضخامت زره در حدود 30 میلیمتر یا کمتر بودند و سلاح اصلی آنها یک توپ کالیبر 37 تا 47 میلیمتری بود. وزن آنها به حدود 20 تن بالغ می شد اما تا پایان جنگ ضخامت متوسط زره به 60 میلیمتر و وزن آنها به 30 تا 45 تن بالغ می شد. برجک یکی از ویژگی های اصلی تانکها شده بود و امکان می داد تانک در تمامی جهات شلیک کند. لیکن تانکهای بزرگ اغلب فاقد برجک گردان بودند. تانکها را می توان از نظر وزن و ضخامت زره به سه دسته سبک، متوسط و سنگین تقسیم کرد.
بهترین تانک متوسط نیمه اول جنگ، T-34 روسی بود. توپ 76.2 میلیمتری آن برای هر کاربردی کفایت می کرد. این تانک آنقدر موفق بود که تولید سایر تانکهای روسی بجز IS-2 متوقف شد و تمام امکانات به تولید انبوه T-34 اختصاص یافت.

(تصویر تانک T-34-85)
مدل T-34-85 در پاسخ به مدلهای نیرومندتر تانک های آلمانی ابداع شد که دارای برجکی بزرگتر و حامل توپ 85 میلیمتری بود. تانک IS-3 که در میانه سال 1945 ابداع شد ظاهری بسیار آیرودینامیک تر و یک برجک شیب دار بطری شکل داشت. طرح این تانک بر بسیاری از تانک های پس از جنگ مانند T-55 و T-62 تاثیر گذارد.

تصویر تانک روسی IS-3
پیش از جنگ جهانی دوم و حتی پس از حمله ژاپنبه پرل هاربر، ایالات متحده دارای تعداد کمی تانک رزمی بود. تانک سبک M2 مهمترین تانک پیش از جنگ ایالات متحده بشمار می رفت. این تانک دارای زرهی ضعیف و اسلحه ای نسبتا سبک بود و سرعت حرکت تنها مزیت ان محسوب می شد. تانک M3A1 که تولید آن در 1941 شروع شد دارای زره قویتر و توپی 37 میلیمتری بود که به کمک ژیروسکوپ متعادل می شد.
مهمترین تانک ساخت آمریکا در جنگ جهانی دوم تانک متوسط M4 شرمن بود. این تانک از تظر تعداد تولید مقام دوم را در زمان جنگ جهانی دوم داشت. حدود 40 هزار عدد از این تانک تولید شد که در ارتش تقریبا تمام کشورهای جبهه متفقین خدمت میکرد. حتی 4000 عدد از این تانک ها در اختیار روسها قرار گرفت. تانکهای شرمن از زره نازک و حجم کم مهمات ذخیره رنج میبردند. لیکن قابلیت اعتماد و تعمیر و نگهدایر ساده از مزایای بزرگ آنها بود که امکان تعمیر سریع حتی در صحنه نبرد را فراهم میساخت.

تصویری از M4 شرمن
در حالی که ایالات متحده و شوروی دکترین تولید نظامی خود را برپایه تانک های ارزان و قابل اعتماد نهاده بودند، آلمانها از اواسط جنگ رو به تولید تانکهای پیشرفته و پرهزینه آوردند. تانک تایگر 2 دارای زرهی چنان ضخیم و مستحکم بود که گلوله های متفقین نمی توانستند آنرا سوراخ کنند. در ابتدای جنگ آنچه باعث برتری آلمانها شده بود، قابلیت فرماندهی و کنترل هماهنگ ستونهای زرهی با استفاده از ارتباطات دوطرفه رادیویی بود. ارتش آلمان ابتدا از تانکهای سبک پانزر 1 و 2 استفاده می کرد که داریا توپ 37 میلیمتری بودند. در طی عملیات بارباروسا (تهاجم آلمان نازی به روسیه در 1941) بزودی معلوم شد که تانکهای T-34 روسیه پیشرفته تر از پانزرهای 3 و 4 هستند. برجک شیب دار تی 34 بخوبی می توانست در برابر گلوله های دشمن مقاومت کند و سلاح76.2 میلیمتری آن بسیار موثر بود. در نتیجه آلمانها به طراحی و تولید تانکهای قویتر مانند پانزر5 پانتر روی آوردند. پانتر در نبردهای رو در رو از راه دور بسیار موثر بود ولی زره نازک پهلویی آن را در برابر حملات از پهلوها آسیب پذیر می ساخت.

تصویر تانک پانتر
بی شک نیرومندترین تانک ساخته شده در طی جنگ جهانی دوم، تایگر آلمانی بود. تایگر2 که به شاه تایگر معروف شد، از نظر استحکام زره و قدرت آتش برترین بشمار می رفت لیکن سرعت کم حرکت استفاده از آن را محدود ساخته بود. سرمایه گذاری آلمان در تانکهای پیشرفته و پیچیده، توان صنعتی آن برای تولید انبوه تانکهای متداول تر را کاهش داده و این امر در نهایت به زیان آلمان و کمبود این اسلحه موثر در جبهه های جنگ تمام شد.

تصویر تانک تایگر 2

مقایسه تانک M4 و تایگر و اندازه گلوله آنها
منبع:
Chris Bishop (2002), "The Encyclopedia of Weapons of WWII".